حکایت جامعه آمریکا، حکایت رقص شعله‌های آتش در باد، در شب تاریک و دیدن آن از دور است. اگر نزدیکش بشوی، همین شعله‌های زیبا تو را می‌بلعند و نابودت می‌کنند. حالا این را که گفتم داشته باش، کمی هم تا اندازه‌ای به ذهن من کمک کن اگر می‌توانی. حقیقتش هر چه فکر می‌کنم؛ نمی‌توانم رابطه بین متمدن‌شدن و فساد را بفهمم.

این سخن ما نیست ها، خروجی مؤسسه‌های آماری جامعه خودشان است که زنان وضعيت برابري از نظر اجتماعي و سياسي با مردان ندارند. کاری ندارم که زنان جامعه آمریکایی چند درصد هستند و از آن‌طرف در کنگره و سنا چند درصد کرسی‌ها مال زن‌هاست و یا آن‌ها در يافتن شغل چقدر دچار مشكلند و از درآمد پايين و وضعيت بد مالي رنج مي‌برند!

حرف اصلی من تجاوزات جنسي در جامعه آمریکایی است که امروز شاید به‌نوعی دارد صفت متمدن‌ترین کشورها را با خود یدک می‌کشد. واقعیتی که حاصل همین خروجی مؤسسه‌های آماری این جامعه است می‌گوید که در ميان كشورهايي كه آمار تجاوزات جنسي را ارائه مي‌كنند، ايالات متحده آمريكا بالاترين آمار را به خود اختصاص داده است که 13 برابر انگليس و 20 برابر ژاپن است!

باز هم من نمی‌گویم؛ حرف، حرف پنتاگون است. اینجا که دیگر اعتبار دارد نه؟ ... گفته در سال 2008 در حوزه نيروهاي نظامي آمريكا، 2900 مورد تجاوز جنسي گزارش شده است كه نسبت به سال گذشته‌اش، 9 درصد افزايش نشان مي‌‌دهد! به‌نظرت برای یک سال خیلی زیاد نیست این افزایش؟ ... گفته از هر سه زن در ارتش آمریکا، یکی هدف تجاوز به عنف نظامیان قرار می‌گیرد. خودشان اذعان کردند که جرائم جنسی در ارتش آمریکا به امری عادی تبدیل شده است؛ زیرا عاملان آن به‌ندرت تحت بازجویی و تعقیب قضایی قرار می‌گیرند.

یاد روزهای شروع جنگ تحمیلی افتاده‌ام. روزهای جنگ تن به تن و درگیری‌های خرمشهر ... این روزها که سالگرد پیروزی خرمشهر هم هست. کتاب دا را که خوانده‌ای به حتم، نه؟ ... دارم فکر می‌کنم که چه تفاوتی بین دیدگاه‌های جوامع وجود دارد که یک جامعه این‌گونه است و جامعه دیگری آن‌گونه ... یاد آرامش روانی زنان رزمنده خودمان افتاده‌ام؛ توی کتاب دا، آنجا که خانم زهرا سادات حسینی با چه آرامش خاطری از همرزمانش حرف می‌زند، وقتی همراه آن‌ها راه می‌افتاد توی شهر تا اجساد شهدا را جمع کند و با چه جسارتی و شجاعتی از پله‌های آن آسیاب بالا می‌رود و پیکر متلاشی شده پیرمرد کارگر آسیاب را جمع می‌کند ...


دارم فکر می‌کنم یا جامعه متمدن را غلط اندر غلط معنا کرده‌اند وقتی آن را جامعه‌ای دانسته‌اند که انسان‌ها در آن آزادند و این آزادی به چنین فجایع انسانی‌ای ختم شده و یا جامعه‌ای که از این فجایع انسانی به دور است، جامعه غیرمتمدن است! بهرحال من هنوز رابطه متمدن‌شدن و عادی شدن این فجایع انسانی را نفهمیده‌ام. تو فهمیده‌ای؟ ....


سايت چار قد