هرچه میخواهد دل تنگت بگو
چه دعا و خواسته ای ازخدا دارید؟
ریز و درشت...
همه رو بگید، قراره اینجا برای تک تک دعاهای همدیگه دعا کنیم و آخرش یه نذر دست جمعی برای برآورده شدن دعاها انجام بدیم
چراغی که به خونه رواست به مسجد حلاله (داستان14)
بحثی داغ در اتوبوس های تهران:
چراغی که به خونه رواست به مسجد حلاله

(این چه مملکتیه! این هم از وضعیت اتوبوسش،اگه بجای کمک به مردم فلسطین و لبنان بیان به این اتوبوس ها برسن دیگه این همه بدبختی نداریم..)
این جملات یک زن میانسالی بود که هنگام بالا آمدن از اتوبوس پایش به پله گیر می کند و تعادلش به هم میخورد.
دخترجوانی که این صحنه را دید به پیرزن گفت مادر جون چیزیت که نشد؟ بیا بشین سر جای من. اگه عجله نمی کردید نمی خوردید زمین، چه ربطی به مردم فلسطین داره آخه؟
زن میانسال گفت: تو جوونی متوجه نیستی چی دور برت میگذره؛ خودمون هزار تا بدبختی داریم اون وقت داریم به مردم فلسطین کمک میکنیم! از قدیم گفتن چراغی که به خونه رواست به مسجد حرومه...
خانم معلمی که سرش توی کتاب بود سرش رو بالا آورد و به زن میانسال گفت: خانم ببخشید این سوال رو می پرسم، شما مسلمون هستید؟
زن میانسال گفت: خوب معلومه که مسلمونم.
خانم معلم گفت: ببخشید دوباره میپرسم،شما شیعه هم هستید؟
زن میانسال گفت: این چه حرفیه! معلومه که شیعه هستم. فکر کردید فقط خودتون مسلمونید! اصلا همتون همینطوری هستید، خیال می کنید همه کافرن فقط خودتون بهشتی هستید.
خانم معلم گفت: قصد جسارت نداشتم، فقط سوال پرسیدم؛ آخه گفتید چراغی که به خونه رواست به مسجد حرومه، در حالی که دین ما اصلا این حرف رو قبول نداره
پیرزن گفت: وا..! این چه حرفیه خانم! کجای دین اومده آخه؟
خانم معلم گفت: تو نهج البلاغه اومده که وقتی یاران معاویه، به شهر انبار حمله کردند و خلخال از پای یک زن یهودی بیرون کشیدند، حضرت فرمودند که اگر در مصیبت این ظلم و واقعه، یک مسلمان جان بدهد و بمیرد، من ملامتش نمیکنم. حالا ببینیم امام زمان(ع) چه میکشد که زن یهودی که نه، بلکه گاهی ناموس شیعه به خطر میافته.
شما میدونید تو فلسطین و بحرین لیبی و حتی سومالی و... چه خبره؟ چقدر زن و کودک بر اثر ظلمو ستم کشته میشن؟ دختران و زنانشان را اسیر میکنند و...
دختر دانشجو وارد بحث شد و گفت تازه من تو یک روایت دیدم که هر كس بشنود صدای مسلمانی را كه فرياد میكند ياللمسلمين که ای مسلمانان به فرياد من برسيد ، و کسی او را را كمك نكند، ديگر مسلمان نيست.
چه مانعی داره كه ما برای اينها حساب باز كنيم ؟ چه مانعی دارد كه مقدار كمی از درآمد خودمون را اختصاص به اينها بديم ؟ چرا يهوديان دنيا حتی به يهوديان ايران كمك بكنند و ملتهای ديگر آنها را تحسين كنند، ولی ما به کمک مردم بی گناه نشتابیم ؟
یا این روایت که حضرت علی (ع) میفرماید: کسی که صبح کند درحالی که تصمیم بر کمک به مسلمانی نداشته باشد مسلمان نیست.
پیرزنی که سرش تو روزنامه بود گفت: نه نه جون منم یه روایت شنیدم که خیلی قشنگه یه روزی پیامبر(ص)با یاراشون نشسته بودند که یکباره چشمشون به چند نفر خورد که در حال تشیع جنازه هستند. پیامبر(ص) از جاشون بلند شدن و ایستادن. اصحابش گفتند یا رسول الله این جنازه فردی یهودی و جاهل و از دشمنان شما بوده و ارزش احترام ندارند. پیامبر(ص)فرمودند:اما یک انسان بود و انسان فی النفسه دارای کرامت نفس میباشد.از طرفی مگه نشنیدیم که سعدی میگه:
بنی آدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار
دختر جوان گفت: تو کشورسومالی مردم دارن یکی یکی بر اثر گشنگی و تشنگی می میرن، اونوقت ما بزرگترین مشکلمون اینه که کرایه تاکسی ها زیاد شده!


زنی جوان که ته اتوبوس نشسته بود و انگار از این بحث ناراحت شده بود گفت: خوب دور برداشتیدا بیاین تا من جوابتونو بدم.
اولا مردم سومالی خودشون بی عرضه بودن و حالا دارن چوبشو میخورن، باید تدبیر داشتن و فکر این روزها رو میکردن. تازشم این اخباری که شما میگید همش دروغه.
بحث داغ شده بود؛ دختر دانشجو نوت بوکی را از کیفش بیرون آورد و گفت: بیاین جلو تا مستند بهتون نشون بدم. اگه تاریخ سومالی رو نگاه کنیم متوجه میشیم که هر چی بدبختی میکشه از استعمار کشور های غربیه که منابعشونو به غارت بردن و فقر بدبختی رو نصیب مردم کردن.
تقریبا تمام افراد اتوبوس متوجه بحث شده بودن.
دختر دانشجو چند کلیپ تصویری و عکس که منابعش هم ازشبکه های خارجی بود رو تو کامپیوترش به بقیه نشون داد و گفت خوب ببینید.
تصاویر کشته شدن زنان و کودکان در بحرین، جنازه کودکان سومالی که از شدت لاغری پوستشان به بدنشون چسبیده بود.گریه و زجه پدر و مادرها از داغ کودکشان و...
در اتوبوس همه ساکت بودند و تصاویر رو میدیدن که صدای کودکی در لابلای جمعیت شنیده میشد: برید کنار منم میخوام ببینم. مادرش گفت: سینا بیا اینور برنامه کودک که نیست.
کودک سمج قبول نکرد و آمد کنار دختر دانشجو و عکسهای کودکان رو دید که از فرط گرسنگی و تشنگی در حال مردن هستند...
مادرش برای اینکه حواس سینای7 ساله را پرت کند گفت: سینا بیا مامان، برات پفک خریدما! سینا با اینکه عاشق پفک بود هاج واج مونده بود و از جلوی مانیتور تکون نمیخورد و زیر لب می گفت: یعنی اینا واقعا گشنشونه؟
مادرش سینا را به زور به عقب برد و کنار خودش نشاند. پفک را باز کرد و به دستش داد. سینا پفک را کنار انداخت و سرش را پایین گرفت؛ همه افراد توجهشان به کودک جمع شده بود.
سینا چشمش به مورچه ای افتاد که کنارپنجره اتوبوس حرکت میکرد. پفکش را با دستش خورد کرد و جلوی مورچه ریخت، مورچه قسمتی از خرده آن را به دهان گرفت و با سرعت حرکت کرد، سینا در حالی که لبخندی به لبش بود به مادرش گفت: مامان جون به این مورچه غذا دادم. آخه گشنش بود...یعنی حالا خدا منو دوست داره؟
سکوتی محض فضای اتوبوس را فرا گرفت...
با این سکوت صدای رادیو اتوبوس خوب شنیده میشد: كاردار سفارت سومالي با اشاره به خشكسالي 6ساله در كشور سومالي گفت: روزانه 100 نفر در سومالي بهدليل گرسنگي جان خود را از دست ميدهند.
مردم نيكوكار كشورمان ميتوانند وجوه نقدي خود را به شماره حساب 99999 جمعيت هلالاحمر نزد بانك ملي شعبه مركزي و شماره حساب 0199999999003 سيبا نزد همين بانك واريز كنند.
همچنين هموطنان با ارسال يك پيامك خالي از خط ايرانسل به شماره 8115 قادر به ارسال كمكهاي نقدي خود براي مردم سومالي خواهند بود...
آیه۱۵۵ سوره بقره:
و قطعاً همه شما را با برخی از (امور همچون) ترس و گرسنگى و کاهش مالی و جانی و كمبود میوه ها آزمایش مى کنیم; و بشارت ده به استقامت کنندگان (صابرین)!
156 ـ آنها که هر گاه مصیبتى به ایشان مى رسد، مى گویند: «ما از آن خدائیم; و به سوى او باز مى گردیم»!
ادامه دارد..
حسن عبدالصمد
....................................................................................................................................
*این پست رو از اونجایی نوشتم که برخی از دوستان در پست قبلی(سومالی در پنجه مرگ)پیغام میدادند که که چراغی که به خونه رواست به مسجد حرامه...
* اگر دوستان شبهه ای دارن بفرمایند که باز هم در قالب داستان اگر بتونم پاسخ بدم.
سومالی در پنجه مرگ(داستان13)
افراد بی غیرت نخوانند
سومالی در پنجه مرگ

اپیزود اول:
(ساعت 6 بعد از ظهر، ایران)
خیابان ها مملو از جمعیت است.مردم مشتاقانه به سمت بازار و فروشگاهها در حرکت هستند.پسرکی 5 ساله در حالی که آب نبات چوبی اش را میخورد، جلوی یک مغزه اسباب فروشی ایستاده است و قدم از قدم بر نمیدارد. خودش را لوس میکند تا مادرش ماشینی اسباب بازی را که او میخواهد برایش خریداری کند.
کمی آنطرف تر دختری همراه با پدر و مادرش برای خریدین مانتو به بازار آمدند، دختر بعد از کلی بحث با مادرش بالاخره مانتو گران قیمتش را میخرد. آخر او میخواست رنگ مانتواش با رنگ روسری اش ست باشد...
پدر صندوق عقب ماشین را پر کرده از میوه و تنقلات شیرینی... آخر امروز تولد دختر 2 ساله اش است...
اپیزود دوم:
(ساعت 6 بعد از ظهر،سومالی)
در چادری کوچک درگوشه ای از بیابان مادری یک چشمش به درچادراست که شاید شوهرش تکه نانی بیاورد و چشم دیگرش به چشمان کودک 2 ساله اش است که فقط پاره ای از استخوان از او مانده است و هر لحظه ممکن است نفسش قطع بشود آخر کودکش فقط سه روز پیش یک تکه نان خورده است...
مادر دیگر اشکی برایش نمانده چرا خود او دو هفته است که حتی یک قطره آب هم نخورده است.
پدر وارد چادر میشود، سراسیمه دست دختر 5 ساله دیگرش را میگیرد و به همسرش میگوید سریع بچه را بلند کن که 5 کیلومتر آنطرف تر نیرو های امداد رسانی آمداند.
در طول مسیر مادر بدنش بی حس میشود و کودک از دستش به زمین می افتد . پدر سریع کودک را از زمین بر میدارد و به همسرش کمک میکند. دختر 5 ساله خیلی آرام راه می آید و مدام میگوید آب...
کودک 2 ساله در بغل های پدرتکانی میخورد. کودک جان داد .پدر برمیگردد تا ببیند همسرش کنار او هست یا نه، میبیند که او هم چند متر عقب تر بیهوش بر زمین افتاده است.
کودک 2 ساله اش را همان جا خاک میکند تا لاشخور ها بدنش راتکه پاره نکنند.
دختر 5 ساله اش را بغل میکند و میدود تا شاید بتواند آب و تکه نانی به همسر و فرزندش دیگرش برساند..
یک کیلومتر مانده به پایگاه کمک رسانی، کودک 5 ساله اش هم میمیرد..او را هم خاک میکند...
به پایگاه میرسد...فقط توانست اطلاع دهد که پنج کیلومتر آنطرف تر هزاران نفر گرسنه و تشنه در حال مرگ هستند...
.................................
رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران زودتر از رسانه ها این موضوع را متوجه میشود و مبلغی را برای مردم سومالی ارسال میکند...
هلال احمر ایران و دیگر کشورها برای کمک اعزام میشوند...
ای کاش میدانستیم درک کنیم که با حتی با 100 تومان میتوانیم جان یک انسان را نجات دهیم
خبرها حاکی از آن است که گرسنگی در سومالی، روزانه جان 100 نفر را می گیرد و بدتر این که اکثر جان باختگان زنان و کودکان هستند.
مردم نيكوكار كشورمان ميتوانند وجوه نقدي خود را به شماره حساب 99999 جمعيت هلالاحمر نزد بانك ملي شعبه مركزي و شماره حساب 0199999999003 سيبا نزد همين بانك واريز كنند.
همچنين هموطنان با ارسال يك پيامك خالي از خط ايرانسل به شماره 8115 قادر به ارسال كمكهاي نقدي خود براي مردم سومالي خواهند بود
-----------------------------------------------
اخبار سومالی:
به گزارش راهبردنیوز، خليف كديه موسي در گفتوگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، اظهار داشت: جمعيت سومالي در حدود بيش از 8 ميليون نفر است كه متأسفانه نيمي از جمعيت سومالي گرسنه بوده و با مشكلات عديدهاي مواجه هستند.
وي با بيان اينكه متأسفانه روزانه يكصد نفر در سومالي به دليل گرسنگي جان خود را از دست ميدهند، گفت: خشكسالي 6 ساله گذشته در سومالي باعث شده است كه تقريباً در حدود 5 ميليون نفر از مردم سومالي دچار فقر و گرسنگي شوند.
كديه موسي خاطرنشان كرد: از ايران به دليل اينكه از پرقدرتترين كشورهاي اسلامي در دنيا به حساب ميآيد تقاضا داريم در كمك به مردم سومالي هرچه بيشتر ما را حمايت كند و مردم اين كشور را از گرسنگي و مشكلات قحطي نجات دهد.
ما مسلمانیم!!
ما مسلمانیم!!

چقدر خنده داره که خودمان را مسلمان میدانیم اما قدمی هر چند کوچک را برای کمک به مردمان مظلوم بحرین انجام نمیدهیم!
چقدر خنده داره با اینکه میدانیم در بحرین عاشورایی به پا شده است اما باز هم مشغول شایعات و مسائل درجه دوم کشورهستیم!
چقدر خنده داره که به قتل رسیدن یک ورزشکار برای ما بسیار تاسف برانگیزاست به طوری که مدت ها بر روی آن فکر و تحلیل میکنیم، اما به اینکه در چند کلیومتری ایران کودکان بی گناه را یکی پس از دیگری میکشند توجهی نداریم!
چقدر خنده داره که تجاوز به یک دختر درایران در رسانه هایمان مانند بمبی منتشر میشود اما به اینکه هر روز چه تعدادی از زنان مسلمان بحرین به غارت میروند اطلاعی نداریم و سکوت میکنیم!
چقدر خنده داره که در محرم سینه میزنیم و میگوییم یا لیتنا کنا معک اما اکنون در عاشورای زمان ایستاده ایم و نهایتا تاسف میخوریم...چرا که مشکل اصلی ما این است که کرایه ماشین ها200 تومن افزایش پیدا کرده!
چقدر خنده داره که میگوییم شیعه علی (ع) هستیم اما هنگام شنیدن این جمله حضرت که میفرمایند: (کسی که صبح کند درحالی که تصمیم بر کمک به مسلمانی نداشته باشد مسلمان نیست) خودمان را به نشنیدن میزنیم!
چقدر خنده داره که با اینکه از پیامبراسلام(ص) شتیده ایم که هر گاه فریاد «یا لل مسلمین
»مسلمانی شنیده شد اگر به کمک او نشتابیم مسلمان نیستیم، اما بازهم خودمان را به نشنیدن میزنیم!
چقدر خنده داره که افرادی که مدعی حقوق بشر هستند برای کشته شدن فلان حیوان در فلان جنگل بیانیه صادر میکنن و از انقراض فلان حشره نگرانند اما از کشته شدن زنان و کودکان در فلسطین افغانستان عراق بحرین و... دیگر کشورها ککشان هم نمیگزد!
چقدر خنده داره با اینکه میدانیم دولت های استکباری با تمام تجهیزات درکشورهای اطراف ایران نفوذ کردند اما باز هم افرادی در داخل بجای رسوایی آنان، با حرف هایشان بلندگوی زورگویان در داخل شده اند ویا با سکوتشان به این جنایات مهر تائید میزنند!
چقدر خنده داره با اینکه میبینیم که رهبر معظم انقلاب در اکثر سخنانشان از بیداری اسلامی سخن میگویند اما برخی عمارنماها مشغول بحث بر سر دعوا های زرگری درجه دومی هستند که دشمنان برایمان تدارک دیده اند!
چدر خنده داره با اینکه میدانیم شعار کشورهای منطقه الله اکبر و اسلام خواهی است اما برخی در داخل شعارشان استقلال آزادی جمهوری ایرانی...است!
چقدر خنده داره که برخی کمک به مردم بحرین را فقط در گرو حضور فیزیکی خود در این کشور میدانند و با این توجیه که حالا که نمیتوانند آنجا باشند،از این تکلیف سر باز زدند و مشغول دنیا شده اند و هیچ اقدامی برای رسوایی چهره کثیف کشورهای غربی نمیکنند.
چقدر خنده داره که در سحرهای ماه مبارک رمضان، در سبد دعاهایمان برای رهایی مردمان بی گناه مسلمان و غیر مسلمان دنیا جایی سهمی نمیشود...
و اما بعد...
چقدر خنده داره که آمریکا انگلیس و اسرائیل با تمام تجهیزاتشان مانند 8 سال جنگ تحمیلی در ایران، جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه فلسطین و ناکامی در عراق و افغانستان باز هم براین خیال هستند که میتوانند در روبروی اسلام بایستد، چرا که آنان نمیدانند که ((یدالله فوق ایدکم))
با طلا باید نوشت
با طلا باید نوشت
خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و بی نیازم کن از هر کار که پرداختن به آن مرا از تو باز می دارد.
مرا به کاری وادار که فردا از آن خواهی پرسید و چنان کن که روزهای عمرم در انجام دادن کاری سپری شود که مرا برای آن آفریده ای.
بی نیازم گردان و روزی ام را فراوان ساز.
مرا به نگریستن به دارایی مردم به فتنه مینداز.
عزیزم گردان و به خوذد پسندی دچارم مکن.
مرا به بندگی و خاکساری درگاهت توفیق ده و چنان مکن که عبادت خویش را بزرگ پندارم و آن را تباه کنم.
دست مرا وسیله ای کن که با آن به مردم نیکی رسد و مخواه که به کدورت منت نهادن آمیخته گردد.
مرا از کردار شایسته بهره مندی ده و از به خود نازیدن بر کنار دار
بخشی از سخنان امام چهارم سجاد در دعای مکارم اخلاق(صحیفه سجادیه)
نامحرمان نخوانند/123456
شیطان در اتوبوس(داستان12)
شیطان در اتوبوس

علی پسر۲۳ ساله ای است . تو این هفته که نزدیکای ماه رمضون شده خیلی داره لج منو در میاره. همش می خواد رو خودش مراقبت کنه. به خودش قول داده تمام نمازاشو اول وقت بخونه، ولی کور خونده من نمیزارم.
امروز که سوار اتوبوس شده بود وسطای راه صدای اذان رو شنید با اینکه میخواست زودتر برسه خونه تا سریال مورد علاقشو ببینه،ولی روی من رو زمین زد و از اتوبوس پیاده شد و به مسجدی که در آن حوالی بود رفت و نمازش را خواند..
لجم رو درآورده بود. در این نبرد علی پیروز شد. ولی من باید انتقامم را بگیرم..
علی وقتی از مسجد برگشت دوباره در ایستگاه منتظر موند تا سوار اتوبوس بشه. وقتی داخل اتوبوس شد آرام تو گوشش گفتم: قبول باشه علی آقا، آفرین ...تو خیلی آدم خوبی هستی...ببین بین این همه جماعتی که تو اتوبوس بودن، فقط تو بودی که موقع شنیدن صدای اذان از اتوبوس پیاده شدی و نمازت رو خوندی، تو از همه این ها بهتری...
در همین صحبت ها بودم که دیدم آرام آرام حرفم به دلش نشستو حرفم را قبول کرد.
آری من پیروز شدم. تمام عبادتش را به یکباره آتش زدم..
برات کربلایی را که خدا به خاطر نماز اول وقتش نصیبش کرده بود رو با این غرورش به باد دادم...
خدا کنه که توبه نکنه که بدبخت میشم...
((اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ))
(خدایا ببخش آن گناهانى را که در نعمتت را به روى من مىبندد)
بخشي ازدعاي كميل
ادامه دارد...
درمانگاه روح/5و6
چرا ده سال دعايم مستجاب نميشود؟/۵
یکی از شرایط استجایت دعا این است که آن را با توجه مطرح کنیم. گاهی لقلقه زبان، جملاتی چون " خدایا ما را بیامرز"، " خدایا به ما سعه رزق بده" و " خدایا قرض ما را ادا کن" است. ده سال انسان اینگونه دعا می کند، اصلا مستجاب نمی شود. باید تضرع کنید و جدی بخواهید. باید از خدای متعال با الحاح بخواهید. باز بخواهید و باز بخواهید. در این صورت البته خدای متعال دعاها را مستجاب خواهد کرد.
خطبه نماز جمعه 28/11/1373
نگویید این زیاد است/۶
در روایات دارد وقتى براى حاجاتى دعا مىکنید، دعا و خواستهى خود را زیاد ندانید. یعنى هرچه مایل هستید و مىخواهید، از خدا طلب کنید. نگویید این زیاد است؛ کمتر بخواهم تا بشود. ما از استکثار دعا منع شدهایم. یعنى دعا و مطلوب را در مقابل پروردگار زیاد نشمارید. از خدا خواستههاى بزرگ بخواهید و خداى متعال برآورده مىکند. درِ امید به دعا را به روى خودتان نبندید و این راه و وسیلهاى را که خداى متعال بین خود و بندگانش قرار داده است، بر روى خودتان مسدود نکنید. البته باز در روایات دارد «النّهىُ مِنْ الإسْتِعْجالِ فِى الدّعاءِ»، یعنى در دعا عجله نکنید. اگر چیزى را خواستید و در زمانى که شما خواستید برآورده نشد، نگویید که خداى متعال دعاى مرا مستجاب نکرد، نه. «الأمُورُ مَرْهُونَةٌ بِأوْقاتِها.»
خطبه نماز جمعه 7/12/71
(فوق دكتراي روح انسان ها، استاد آيت الله خامنه اي)
درمانگاه روح7/سفره پهن شده تشريف نمياريد؟
سفره پهن شده تشريف نمياريد؟
اينكه مىگويند ماه رمضان، ماه ضيافت الهى است و سفرهى ضيافت الهى پهن است، محتويات اين سفره چه چيزهايى است؟ محتويات اين سفره كه من و شما بايد از آن استفاده كنيم، يكىاش روزه است؛ يكىاش فضيلت قرآن است - قرآن را گذاشتند در اين سفرهى با فضيلت زياد، بيش از ايام ديگر؛ و به ما گفتند كه تلاوت قرآن كنيد - يكىاش همين دعاهايى است كه مىخوانيم؛ «يا على و يا عظيم»، دعاى افتتاح، دعاى ابوحمزه؛ اينها همان مائدههايى است كه سر اين سفره گذاشته شده.
بعضى هستند كه وقتى از كنار سفره رد مىشوند، اينقدر حواسشان پرت است و متوجهى جاهاى ديگرند كه اصلا سفره را نمىبينند. داريم كسانى را كه اصلا سفرهى ماه رمضان را نمىبينند؛ يادشان نيست كه ماه رمضانى آمد و رفت. بعضى هستند كه سفره را مىبينند، اما به خاطر همان سرگرمىها و اشتغال، وقت ندارند سر اين سفره بنشينند؛ مىخواهند سراغ يك سرگرمى بروند؛ كار ديگرى دارند - دنبال دكان، دنبال كار، دنبال دنيا، دنبال شهوات - مجال اينكه سر اين سفره بنشينند و از آن بهره ببرند، ندارند. بعضى ديگر هم هستند كه نه، سر سفره مىنشينند، سفره را مىبينند، قدرش را هم مىدانند؛ ليكن آدمهاى خيلى قانعىاند؛ به كم قناعت مىكنند؛ لقمهيى برمىدارند و مىروند؛ نمىنشينند پاى سفره، خودشان را بهرهمند و سيراب كنند و از آنچه در سفره هست، خود را محظوظ كنند؛ لقمهى مختصرى برمىدارند و مىروند. بعضى هستند كه احساس بىميلى مىكنند؛ يعنى اشتهايشان تحريك نمىشود؛ به خاطر اينكه غذاى پوچ بيهودهيى را خوردهاند و پاى سفرهى ضيافتى كه رنگين و جذاب و مقوى است، اصلا اشتها ندارند. بعضى هم هستند كه نه، در حد اشتها - كه اشتهاشان هم زياد است - از اين سفره استفاده مىكنند و واقعا سير نمىشوند؛ چون مائده، مائدهى معنوى است. تمتع به اين مائده، فضيلت است؛ چون فتوح و انفتاح و تعالى روح انسانى است، هر چه انسان از اين مائده بيشتر استفاده كند، روح انسان تعالى بيشترى پيدا مىكند و به هدف خلقت نزديكتر مىشود.
(فوق دكتراي روح انسان ها، استاد آيت الله خامنه اي) (17/07/1384)
تورو خدا گوشی روقطع نکن.کارت دارم خدا
تورو خدا گوشی روقطع نکن.کارت دارم خدا..

الو.....الو.......
خدا میشنوی......داری صدامو.....این صدای یه بنده گناهکارته
الو......الو.....بزار بیام ایورتر....آهان.....اومدم سمت رمضون......
ببخشید خدا
آنتن میده؟.....آخ یادم رفت....سلام خدا جون.....
شرمنده میدونم یه سالی بد کردم یه عاااااااااااااااالمه گناه.....
حالا اومدم بگم که....الو....
غلط کردم ..نفهمیدم...نمیدونستم اینقدر دل امام زمانم (عج) خون میشه...
تو رو خدا قطع نکن...به امیدی اومدم....میدونم ارحم الراحمینی.
الو ...الو.... صدا میاد....آهان...شرمنده مزاحم شدم...همیشه مزاحمم...
ولی به خدا اینبار فرق داره...با یه دل شکسته اومدم.....دلم خیلیوقته تنگ شده بود...
خجالت میکشید بیام...دیدم تا رمضون میاد منم خودم بندازم وبیام مهمونی...
خدایی دلم یه عاااااااااالمه تنگ شده...
برا خودتون...برا حالای خوش معنوی...برا مناجات..برا دعای ابوحمزه...برا العفو..برا الغوث..
برا دونه دونه اسمتو گفتنا..برا تا سحر بیدار موندنا...سرمو بزارم رو خاکو....بقیشم خودم میدونم
خودت...الو .....الو........الو.....قطع کردی....الو.... نه...
مامانم میگه...نه همه میگن....مهمون حبیب خداست....خوب منم میهمونم.....این سی روز تحملم کن....
کمکم کن تا اول....نه اول کمکم کن تا مهمون خوبی باشم....بعد کمکم کن...خودت میدونی چیو میگم...
(میگن شنود داره)الو ....الو....فقط اینو بگم ...بس....میدونم سر تون شلوغه....
الهی وربی من لی غیرک.......
چي ...يكم بلنتر بگو تا بشنوم....آهان....از رگ گردن به من نزديكتري....خوب بعدش...تو بيشتر دلت براي ما تنگ شده...واي خدا مستم كردي...
واي ديونم كردي خدا يه چيز ديگه بگو تا ديونت بشم....بلند بگو....
(کسی که مرا طلب می کندمی یابد مرا
کسی که مرا یافت می شناسد مرا
و کسی که مرا دوست داشت عاشق من می شود
وکسی که عاشق من می شود منم عاشق او می شوم
و کسی که من عاشق او بشوم او را می کشم
و کسی را که من بکشم
خون بهایش بر من واجب است
پس خون بهای او من هستم)
گمنام

خدايا مهمون نميخواي؟
درمانگاه روح2/علامت بد
علامت بد
نمىدانم روايت از معصوم عليهالسّلام است يا عبارتى از غير معصوم؛ هرچه هست، عبارت حكمتآميزى است. مىگويد: «أنَا مِنْ أنْ أسْلُبَ الدُّعاءَ أخْوَفُ مِنْ أنْ أسْلُبَ الإجابَةَ؛ از اينكه دعا از من گرفته شود، بيشتر مىترسم تا اين كه اجابت از من گرفته شود.» گاهى حال دعا از انسان گرفته مىشود. اين علامتِ بدى است. اگر ديديم در وقت دعا، در وقت تضرّع و در وقت توجه و تقرّب، هيچ نشاط و حوصلهى دعا نداريم، علامتِ خوبى نيست. البته درستش هم مىشود كرد. انسان مىتواند با توجّه، با التماس و با خواستن، حال دعا را به طور جدّى از خدا بگيرد.
(فوق دكتراي روح انسان ها، استاد آيت الله خامنه اي)خطبه نماز جمعه 28 /11/73
درمانگاه روح/4و3
طبيب خود باشيم/۳
طبيب خودتان باشيد. بهترين كسى كه مىتواند بيمارى ما را تشخيص دهد، خودمان هستيم. بياوريد روى كاغذ. بنويسيد «حسد». بنويسيد «بخل». بنويسيد «بدخواهى براى ديگران؛ وقتى كسى به خيرى مىرسد، ما ناراحت مىشويم.» بنويسيد «تنبلى در كار». بنويسد «روح بدبينى به نيكان و صالحان». بنويسيد «بىاعتنايى به وظايف». بنويسيد «علاقه به خود؛ شديداً به خودمان علاقه داريم.» ماه رمضان فرصتى است كه يكىيكى اين بيماريها را تا آنجايى كه بشود، برطرف كنيم.
(فوق دكتراي روح انسان ها، استاد آيت الله خامنه اي اول ماه مبارك رمضان71
مثل سگ تمام كرد/۴
من بارها گفتهام: ظلم نكنيم. اين هم يكى از آن اساسىترين كارهاست. ظلم چيز بدى و چيز خطرناكى است. ظلم فقط اين نيست كه آدم توى خيابان به يكى كشيده بزند. گاهى يك كلمهى نابجا عليه يك كسى كه مستحقش نيست، يك نوشتهى نابجا، يك حركت نابجا، ظلم محسوب ميشود. اين طهارت دل را و طهارت عمل را خيلى بايستى ملاحظه كرد.
من اين را به نظرم يك جائى گفتم. پيغمبر اكرم ايستاده بودند يك كسى را كه حد رجمِ زنا را بر او جارى ميكردند، ميديدند؛ بعضىها هم ايستاده بودند؛ دو نفر با همديگر حرف ميزدند؛ يكى به يكى ديگر گفت كه مثل سگ تمام كرد و جان داد - يك همچين تعبيرى - بعد پيغمبر به سمت منزل يا مسجد راه افتادند و اين دو نفر هم همراه پيغمبر بودند. توى راه كه ميرفتند، رسيدند به يك جيفهى مردارى - به يك مردارى، حالا جسد سگى بود، درازگوشى بود، هر چى بود - كه مرده بود و آنجا افتاده بود. پيغمبر به اين دو نفر رو كردند و گفتند: گاز بگيريد و يك مقدارى از اين ميل كنيد. گفتند: يا رسولاللَّه! ما را تعارف به مردار ميكنيد؟! فرمود: آن كارى كه با آن برادرتان كرديد، از اين گاز زدن به اين مردار بدتر بود. حالا آن برادر كى بوده؟ برادرى كه زناى محصنه كرده بوده و رجم شده و اينها دربارهاش آن دو جمله را گفتهاند و پيغمبر اينجور ملامتشان ميكند!
زيادتر نگوئيد از آنچه كه هست، از آنچه كه بايد و شايد. منصف باشيم؛ عادل باشيم. اينها آن وظائف ماست. اينجور نيست كه ما چون مجاهديم، چون مبارزيم، چون انقلابى هستيم، بنابراين هر كسى كه از ما يك ذره - به خيال ما و با تشخيص ما - كمتر است، حق داريم كه دربارهاش هر چى كه ميتوانيم بگوئيم؛ نه، اينجورى نيست. بله، ايمانها يكسان نيست، حدود يكسان نيست و بعضى بالاتر از بعضى ديگر هستند. خدا هم اين را ميداند و ممكن است بندگان صالح خدا هم بدانند؛ لكن در مقام تعامل و در مقام زندگى جمعى، بايد اين اتحاد و اين انسجام حفظ بشود و اين تمايزها كم بشود.
خنده دار نیست؟!
خنده دار نیست؟!

چقدر خنده داره که آقا در تمام اوقات به یاد و مراقب ما است و مشتاقانه ما را میطلبد ولی ما در شبانهروز، حتی دقایقی را هم به او اختصاص ندادهایم.
چقدر خنده داره زمانی که در مجلسی وارد میشویم و یا به دیدار کسی میرویم سعی میکنیم زیبا و آراسته جلوه نماییم، اما به اینکه تو چگونه ما را بپسندی و چگونه ما را دوست داشته باشی توجهی نکردهایم و همیشه در محضرت آلوده و زشت حضور یافتیم
ادامه مطلب را حتما بخوانيد
مانكني كه مسلمان شد
مانكني كه مسلمان شد

دختر ۲۸ ساله فرانسوی است تا چندی قبل مدل لباس بسیار معروفی بود که شرکتهای بزرگ به خاطر زیباییاش با او قراردادهای کلان میبستند.او ميگويد: «اگر لطف و رحمت خداوند شامل من نمیشد، هیچ گاه نمیتوانستم مسلمان شوم و تا آخر عمرم مانند یک حیوان زندگی میکردم. من در آن زندگی فقط به دنبال سیراب کردن هوس و شهوتهای خود بودم و هیچ اصول و ارزشی برای خود نداشتم. از کودکی آرزو داشتم پرستار شوم، اکنون که مسلمان شدهام به آرزوی خود رسیدهام.»
وقتی فا بیان مسلمان شد خیلیها تلاش کردند او را از راهی که انتخاب کرده بود منصرف کنند. «فا بیان» در این باره گفت: «شرکتهای مدل پس از اینکه از مسلمان شدن من با خبر شدند، سعی کردند مرا به راه قبلی باز گردانند از همین رو هدایای بسیار زیادی برایم فرستادند و پیشنهاد دستمزد سه برابری نسبت به قبل را به من دادند اما من که تازه راه اصلی را یافته بودم، هدایا را پس فرستاده و همه پیشنهادات آنان را رد کردم و اکنون احساس میکنم که در خوشبختی کامل به سر میبرم.”
ادامه مطلب را حتما بخوانيد
تصاويري براي دوست داران آمريكا!
تصاويري براي دوست داران آمريكا!

![]()
![]()
هرسال تعداد زيادي از كودكان در عراق و افغانستان به جهت استفاده آمريكا از سلاحهايي با اورانيوم ضعيفشده در اين كشورها، به شكل ناقص به دنيا مي آيند. اين كودكان كه اغلب با شكل و شمايل هولناك متولد مي شوند به «كودكان هيولايي» معروف شده اند. كودكاني كه مادران آنها نيز هنگام تولد با وحشت به آنها مي نگرند.
اين كودكان البته تنها در عراق و افغانستان به دنيا نمي آيند. ژاپن، ويتنام، لائوس و . . . هم بهجهت استفاده آمريكا از اين سلاحها قرباني اين اتفاق تلخ و سياه هستند...
ديدن ادامه تصاوير براي افراد بيجنبه توصيه نميشود!
ادامه مطلب را حتما بخوانيد...
درمانگاه روح 1/بند كفش
حتي بند كفش
چيزي را که خدا ميدهد، قبلاً بايد از خدا بخواهيم. چرا بخواهيم؟ يکي از عللِ اينکه گفتهاند حاجات کوچک را هم از خدا بخواهيد، اين است که به حوائج و عجز و حقارت و تهيدستي خودمان توجّه پيدا کنيم تا ببينيم که چقدر تهيدستيم. اگر خداي متعال کمک نکند، امکان ندهد، نيرو ندهد، فکر ندهد، ابتکار ندهد و وسايل را جور نياورد، همان بندِ کفش هم به دست ما نخواهد رسيد. اگر شما به قصد خريدنِ بند کفش از خانه بيرون آمديد، در راه جيبتان را زدند يا پولتان گم شد و يا مغازه مورد نظر، بسته بود و يا در بين راه، حادثه مهمّي پيش آمد که مجبور شديد برگرديد، بند کفش گيرتان نيامده است. بنابراين، هر چيز را از خدا بخواهيد؛ حتّي بند کفش را، حتّي کوچکترين اشيا را و حتّي قوت روزانه خود را. بگذاريد اين منِ دروغينِ عظمت يافته در سينه ما - که ميگوييم «من» و خيال ميکنيم مجمع نيروها ما هستيم - بشکند. اين «من» انسانها را بيچاره ميکند.
(فوق دكتراي روح انسان ها، استاد آيت الله خامنه اي)
حجاب را چگونه تبليغ كنيم...
براي ديدن بقيه عكس ها به ادامه مطلب مراجعه نمائيد...
نگذاريم صحيفه سجاديه خاك بخورد
نگذاريم صحيفه سجاديه خاك بخورد
از تمامي وبلاگ نويسان و محبين و دوستداران اهل بيت خواهشمنديم تا در اين ختم صحيفه سجاديه شريك شوند.
بهترين و زيباترين فراز از دعاي خوانده شده را براي ما ارسال كنيد.
ترجمه صحيفه را حتما بخوانيم
نام دعاي مورد نظر را براي ما ارسال كنيد
متن دعاها به همره ترجمه را اينجا بخوانيد
۱۵ دقيقه عشق بازي..
۱۵ دقيقه عشق بازي...
اين جملات از كيست؟
(خدايا اگر بهم بگي چرا گناه كردي،منم ميگم چرا منو نبخشيدي؟
و اگه منو بندازي تو آتيش جهنم همه اهل جهنم رو جمع ميكنم و ميگم من تو رو دوستت دارم...)
اين جملات بخشي از ترجمه مناجات شعبانيه حضرت علي (ع) است.اگر تا حالا ترجمه اين دعاي عاشقانه رو نخونديد حتما ضرر كرديد.خوندن اين دعا همرا با ترجمه نهايتاً ۱۵ دقيقه طول ميكشه.
بسم الله...
براي خواندن اين دعا ميتوانيد اينجاكليك كنيد
بخشي از عبارات اين دعا:
إِلَهِي! إِنْ أَخَذْتَنِي بِجُرْمِي أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ
خدايا! اگر مرا به جرمم بگيري، دستبه دامان عفوت ميزنم.
وَ إِنْ أَخَذْتَنِي بِذُنُوبِي أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ
و اگر مرا به گناهانم مؤاخذه كني، تو را به بخشايشتبازخواست ميكنم.
وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ
اگر در دوزخم افكني، به دوزخيان اعلام خواهم كرد كه تو را دوست دارم.
التماس دعا
اخلاق تصويري1/عكس
اخلاق تصويري
در اين تصوير پله ها رو به بالا است يا رو به پايين؟!

برداشت اخلاقي:
عده اي گمان ميكنند كه بالا ميروند در حالي در حال پايين رفتن هستند...
برای لحظاتی با دقت به نقطه سیاه وسط این عکس نگاه کنید (یعنی کاملا زل بزنید!) پس از مدتی خواهید دید که منطقه خاکستری دور آن نقطه، حذف میشود.

برداشت اخلاقي:
اگر به اصل و مركز نگاه كنيم رنگ و لعابهاي دنيايي برايمان بي معنا ميشود
بـه نقطه وسط خيره شويد و سرتان را جلو و عقب ببريد چرخها به حركت در ميايند!!!

برداشت اخلاقي: يك انسان به ظاهر كوچك اگر جاي مناسب قرار بگيرد ميتواند انسان هاي بسياري را حركت دهد و تربيت كند..
به دو دايره مركزي در اين دو تصوير نگاه كنيد.كدام دايره بزرگتر است؟
واقعيت اين است كه هر دو دايره مساوي هستند..

برداشت اخلاقي:
هر چقدر بخواهيم اطراف خودمان را بزرگتر جلوه نمائيم كوچكتر ميشويم و هرچقدر تواضع داشته باشيم بزرگتر نشان ميدهيم
خطاي ديد انحرافي!!/عكس
خطاي ديد انحرافي!!
چقدر بصيرت داريم؟
اگر بخواين تو فتنه گمراه نشيد بايد دقيق روي اتفاقات و سخنان افراد زوم بشيد. يعني با دقت به اون نگاه كنيد.
اگر ذره اي حواستان پرت شود و با دقت و موشكافانه به مسائل دقت نكنيد يك امر ي را ممكن است كاملا اشتباه متصور بشيد.
براي مثال در تصاوير زير اگر بر روي تصوير بسيار تمركز كنيد تصاوير را ثابت ميبينيد ولي اگر حواستان پرت باشد و تمركز نكنيد خواهيد ديد كه اين تصاوير در حال حركت هستند .
واقعيت اين است كه تمام تصاوير زير بدون حركت است اما گاهي ممكن بر اثر غفلت و شايعات دشمن شما اشتباه كنيد.
فراموش نشود كه براي مصون ماندن از اشتباه، بايد به تمام سخنان فرمانده خوب و با دقت گوش كنيد.
فرمانده مي گويد كه اين موضوع اينگونه است و اين گونه بايد نگاه كرد. به حرفش اعتماد كن و با دقت نگاه كن...
آنگاه پيروزي...
مبادا سليقه خود را بر حرف فرمانده ترجيح دهي و يا حرف هاي فرمانده را براي ديگري بداني!كه در اين صورت به گمراهي ميرويم..
.gif)
به ادامه مطلب مراجعه نمائيد
بستني با طعم غربي در ايران/عكس
بستني با طعم غربي در ايران

چند روز پيش به همرا دوستم دلو زديم به دريا رفتيم بستني فروشي. تا يخچال بستني مغازه را باز كرديم چشممان به بستني خورد كه عكسي عجيب و غير متعارف توجهمان را جلب كرد...
در اين عكس مردي (كه مثلا پدر است) سرش را رو پاي زني (كه مثلا دخترش است) گذاشته است و در حال لبخند به دوربين نگاه ميكنن!
هرچه فكر كردم كه اين عكس چه ربطي به بستني دارد و جوابي پيدا نكردم!
سوال ديگر برايم اين بود كه خوب يك باباي پيرتر و يه دختر بچه سال تر رو چرا تو عكس نزاشتند، به طوري كه اين عكس رو به هر كسي نشون ميدادم با تعجب ميگفت بستنيش ايرانيه كه عكس اين زن و شوهر رو اين جوري زدن!!
به اميد اين كه هرچه زودتر جلوي اين گونه تبليغات ابزاري رابگيريم والا مطمئناً عكس هاي مبتذل تري را در سوپر ماركت ها خواهيم ديد.
اي كاش اين مسائل را كوچك ندانيم و بدانيم كه دشمن قصد دارد آرم آرام سبك زندگي ما را تغيير دهد.
دشمن چه ميخواهد؟
دشمن چه ميخواهد؟

حالا بعضىها - چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون - توصيهپذير نيستند؛ آنها از ما توصيه نميخواهند؛ معلوم نيست سياستهاى بعضى از اين دستگاهها و مطبوعات و رسانهها را كى معين ميكند و كجا معين ميشود - نانشان در ايجاد اختلاف است - اما آن كسانى كه مصالح كشور را ميخواهند، مايلند حقائق را غالب كنند، من توصيهام به آنها اين است كه از اين اختلافات جزئى و غير اصولى صرف نظر كنند. شايعهسازى و شايعهپراكنى درست نيست. انسان مىبيند صريحاً و علناً به مسئولين كشور - كسانى كه بارهاى كشور را بر دوش دارند - تهمت ميزنند، نسبت به اينها شايعهسازى ميكنند؛ فرق هم نميكند، چه رئيس جمهور باشد، چه رئيس مجلس باشد، چه رئيس مجمع تشخيص مصلحت باشد، چه رئيس قوهى قضائيه باشد؛ اينها مسئولين كشورند. مسئولين كشور كسانى هستند كه زمام يك كارى به اينها سپرده است؛ مردم بايد به اينها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نبايد شايعهپراكنى كرد؛ دشمن اين را ميخواهد. دشمن ميخواهد شايعهپراكنى كند؛ ميخواهد دلها را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين بدبين كند.
بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با بسيجيان۴/۹/۸۸
براي ترويج حجاب چه كرده ايم؟
براي ترويج حجاب چه كرده ايم؟

مقام معظم رهبری ( دامت برکاته) :
*بر روی مسئله حجاب «کار هنری و کار زیبای تبلیغی» باید صورت گیرد تا این مسئله در ذهن جای گیرد .من فکر می کنم در وضع کنونی اگر در کنار میل طبیعی زن به حجاب شایسته، نوعی «تبلیغات صحیح» که بتواند نقطه نظر اسلام را هم تامین کند ارائه شود،زنان ما به حجاب اصیل اسلامی و شرعی رو خواهند آورد. در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که «هنر» را تمام عیار و با «قالبی مناسب» به میدان آورد تا اثرگذار شود.
*يكي از دوستان مسئله حجاب و عفاف را مطرح كرد و حرفهاي او تعريض به بي توجهي برخي مسئولان نسبت به حجاب فقهي بودُ."من اين مطلب را قبول ندارم؛ مسئولان امروز همه حجاب فقهي را قبول دارند ولي اختلاف سليقه در تاكتيكهاست ".
"فرضا دختري كه حجاب كاملي ندارد اما شب قدر يا در مجلس دعاي كميل شركت و به درگاه خداوند تضرع ميكند و يا در راهپيمايي 22 بهمن تصوير امام را ميگيرد، نميتوان گفت كه بيدين است بلكه نميداند حجاب اسلامي چيست كه بايد او را توجيه كرد. بايد در باب حجاب كتاب نوشت و از طرق مختلف مانند فيلمهاي تلويزيوني حجاب را تبيين و افراد ناآگاه را ارشاد كرد ".
شما چه راهكار هايي رو پيشنهاد ميكنيد؟
آنگاه تو از ما خواهی بود...
آنگاه تو از ما خواهی بود
به تو خیانت می کنند، تو مکن
تو را تکذیب می کنند، تو مکن
تو را می ستایند، فریب مخور
تو را نکوهش می کنند، شکوه نکن
مردم شهر از تو بد می گویند، اندوهگین مشو
همه مردم تو را نیک می خوانند، مسرور مباش
آنگاه تو از ما خواهی بود...
(امام باقر «ع»)
آخرين روز يك خبرنگار (داستان10)
آخرين روز يك خبرنگار
ساعت ۶:30صبح: رضا با صداي آهنگ موبايلش براي نماز صبح از خواب بيدار ميشود.
ساعت7:30 صبح: به سرعت لباسش را ميپوشد تا به سمت برنامه اي برود كه قرار بود اخبار آن مراسم رو پوشش دهد.
ساعت8:30 صبح: بالاخره به مراسم ميرسد. دوان دوان خود را به سالن همايش ميرساند و به سرعت دستگاه ظبط صوت را از كيفش درميآورد و شروع به نوشتن متن سخنراني ميكند.
ساعت 9:40 صبح: خبري را كه تنظيم كرد بود را پشت تلفن براي تايپيست ميخواند.
ساعت9:51 صبح:از آنجايي كه عكاس به اين مراسم نرسيده بود رضا تصميم ميگيرد با دوربينش چند عكس خبري بگيرد.
يكي از عكس هايي كه رضا گرفت از آشغال پفكي بود كه از دست يك كودك در راهرو سالن همايش رها شده بود، رضا آن آشغال را برداشت و كمي آنطرف تر در ميان جمعيت گذاشت تا عكس جذاب و جنجالي تر شود.
ساعت10صبح: رضا به دنبال سوژه اي براي عكس گرفتن بود كه ناگهان مسئولي وارد سالن شد، آن مسول براي آنكه به روي صندلي هاي رديف اول سالن برود، از راهرو كنار سالن در حال حركت بود. رضا از حالتي عكس گرفت كه آن مسئول از كنار يك خانم بدحجابي رد شد. به طوري كه درون كادر تصوير، آن مسول بود و يك زن بد حجاب.
ساعت10:12 صبح: سومين عكسي كه رضا گرفت، از خواب آلودگي و خميازه يك مسول ديگري بود كه در رديف دوم نشسته بود.
ساعت 10:15 صبح: عكس گرفتن از صندلي هاي انتهايي سالن كه تعداد كمي بر روي آن نشسته بودن، يكي ديگر از عكسهاي خبري بود كه رضا با دوربينش گرفت.
ساعت 11 صبح: رضا در حال خارج شدن از سالن همايش بود كه چشمش به يك مسئول عالي رتبه افتاد، سريع خود را به او رساند و با هزار ترفند موفق شد مصاحبه اي 5 دقيقه اي با او بگيرد.
ساعت11:10صبح: در طول مصاحبه آن مسول از اتفاقي احتمالي در آينده خبر داد و به رضا گفت كه اين قسمت از صحبت هايش را در خبر نياورد.او در خبري ديگر از فساد مالي و اخلاقي يك مسئول ديگر خبر ميدهد و مدعي ميشود كه فلان شخص مشكل دار است.
ساعت12:20ظهر: رضا سريع خود را به دفتر خبرگزاري ميرساند و عكس و خبرهايش را براي دبيرش ارسال مي كند.
ساعت 13:14ظهر: صداي اذان ميآيد. رضا به نمازخانه مي رود. در طول نماز رضا به اين فكر ميكند كه خبر و عكس هايش چه بازتابي خواهد داشت و خبرش با جه تيتري كار بشود جنجالي تر خواهد شد.
بالافاصله بعد از اتمام نماز به تحريريه ميرود تا خبرهاي ديگرش را كار كند.
ساعت 13:5 ظهر: خبر و عكس هاي رضا بر روي خروجي خبرگزاري ميرود.
ساعت14:06ظهر: بعد از يك ساعت بسياري از سايت ها خبر رضا را در صفحه اصلي خود كار كرده اند.
ساعت 15:40ظهر: فرد مسئولي كه مورد اتهام قرار گرفته بود با خبرگزاري تماس ميگيرد و اسنادي را براي بي گناهي خود ميآورد.
ساعت15:47ظهر:خبر در سايت اصلاح ميشود؛ اما آبروي آن فرد ريخته شد.
ساعت16:58 ظهر: قرار بود رضا براي پوشش خبر به برنامه اي ديگر برود اما ترجيح ميدهد خبر آن مراسم را با كمي تغيير از خبر گزاري ديگر كپي كند و به نام خود چاپ كند.
ساعت17:03: رضا به نمازخانه ميرود و نيم ساعتي را در آنجا استراحت ميكند.
ساعت17:4۰: رضا ساعت خروجش را ميزند و از خبرگزاري خارج ميشود.
ساعت17:54: از آنجايي كه سر برج بود، رضا به عابر بانك ميرود و حقوق اين ماه خود را دريافت ميكند.
ساعت18:15: رضا خوشحال به سمت منزل ميرود؛ هنگام رد شدن از خيابان، تلفن همراه رضا زنگ ميخورد؛ رضا يك لحظه حواسش به تلفن همراه پرت ميشود.
ساعت18:16: رضا با يك موتور سيكلتي كه خيابان را يك طرفه ميآمد تصادف ميكند.
ساعت18:35: رضا در بيمارستان است.
ساعت18:47: رضا ميميرد.
نكير به منكر ميگه: خوب اين هم از پرونده رضا؛ پروندش تو دنيا به پايان رسيد. بايد دقيق حساب كنيم كه ازثانيههايي كه در طي اين 102۰0 روزي كه عمر كرد را حساب كنيم.
فقط در طي اين 24 ساعت آخر،19 ساعت 15 دقيقه ده ثانيه ،كار بيهوده؛ 4 ساعت 45 دقيقه 50 ثانيه، كار شيطان پسند و فقط يك ساعت كار خدا پسندانه انجام داده است.
بايد دقيق حساب كنيم كه در طول خبرنگاري خود، چند خبر او باعث خشنودي خدا و چند خبر او باعث ريخته شدن آبروي افراد و خوشحالي شيطان شده است.
بايد دقيق حساب كنيم كه از حقوقي كه در طول اين مدت براي خود بدست آورده بود چقدر از آن حقوق روزي حلال و چقدر از آن مال حرام بوده است.
در هر ثانيه چندين جوان بر اثر اتفاق به تقدير الهي از دنيا ميروند...
چه تضميني وجود دارد كه ما نفر بعدي نباشيم...
فمن یعمل مثقال ذرة خيراً يره- و من مثقال ذرة شراً يره
پس هر كسبه سنگينى يك ذره عمل خيرى كرده باشد آن را مىبيند(7).
و هر كسبه سنگينى يك ذره عمل شرى كرده باشد آن را خواهد ديد(8).
در سوره لقمان نيز، لقمان به فرزندش مىفرمايد: اگر به اندازه وزن خردلى عمل نيك يا بد داشته باشى، در دل سنگ يا در اوج آسمان يا در زمين باشد، خداوند در قيامت براى حساب مىآورد. «يا بنىّ انّها اِن تك مثقال حبّة من خردل فتكن فى صخرة او فى السموات او فى الارض يأت بها اللّه»(113)
حسن عبدالصمد
آیا به سخنان رهبری گوش می دهیم؟
خط کجاست؟
در ابتدا بگویم؛ من قائل به اين نيستم كه نبايد از دولت انتقاد كرد. انتقاد با تخريب متفاوت است. حواسمان باشد حرفمان با دشمن يكي نشود.همين
گفتند: احمدی نژاد در مقابل رهبری ایستاده، گوش به حرف ولایت نداده، ضد ولایت شده، و …. .
امام خامنه ای: شما ببینید در همین پنج شش روز گذشته سر یک قضیهاى که آنچنان هم از اهمیت بالائى برخوردار نبود – سر مسئلهى اطلاعات و امثال اینها – چه جنجالى در دنیا راه انداختند. تحلیلها را بردند به این سمت که بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شکاف ایجاد شده است، حاکمیت دوگانه شده است، رئیس جمهور حرف رهبرى را گوش نکرده است! دستگاههاى تبلیغاتىِ خودشان را از این حرفهاى سست و بىپایه پر کردند.
گفتند: جریان انحرافی است. خط و جهتگیری خلاف جهتگیری رهبری است.
امام خامنه ای:ما کار را، خط را، جهتگیرى را ملاک و معیار قرار میدهیم. آنجائى که کار و خدمت و تلاش هست، حمایت ما هست، حمایت مردم هست. و بحمداللَّه امروز کار دارد انجام میگیرد. مسئولین دولتى هم حقاً و انصافاً دارند تلاش میکنند؛ هم اعضاى دولت، هم بخصوص خود رئیس جمهور. اینها شب و روز ندارند؛ من مىبینم، من از نزدیک شاهدم. اینها دائم مشغول کارند، مشغول خدمت و تلاشند. خب، اینها براى کشور خیلى باارزش است.
گفتند: احمدی نژاد سحر شده است.
امام خامنه ای:من میدیدم یا گاهى مىشنیدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به کى؟ به کسى که رئیس جمهور قانونى کشور است، متکى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغگوئى متهم کردند! اینها خوب است؟ کارنامههاى جعلى براى دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، مىبینیم میدانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشى کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتى، رمال، از این نسبتهاى خجالتآور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند....
به ادامه مطلب مراجعه نمائید
مردان سيب زميني(داستانك11)
مردان سيب زميني!!

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت :
ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... ( *)می خوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ...
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد
خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم
مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...
وبلاگ پسرك چوپان http://pesarakechopan.blogfa.com/
به نام رهبری ، عليه خط رهبری
مقام معظم رهبري بي توجهي به بعد معنوي و اخلاقي امام خميني را زير "پوشش عدالتخواهي و انقلابيگري "، انحراف ديگري از مکتب امام خواندند و خاطرنشان کردند:
اگر برادران مومن و کساني را که به اصل نظام و اسلام معتقدند اما از لحاظ فکري با ما مخالفند مورد اهانت و ايذاء و آزار قرار دهيم از خط امام منحرف شدهايم.
حضرت آيتالله خامنهاي در همين زمينه خاطرنشان کردند: اگر به اسم انقلابي گري، امنيت را از بخشي از مردم سلب کنيم، اين هم از مصاديق انحراف از خط امام عزيزمان است.
حتما به ادامه مطلب مراجعه نمائيد

خدایا ببخش مرا به خاطره آن مطلب هایی که بخاطر تو ننوشتم